خرید بک لینک

بعد از دوازده سال، دو ساعت دیدماش. چقدر حرف داشتیم. چقدر دریغ خورد از تمام این سالها که ندیدیم یکدیگر را. خوشحال بودم از دیدنش و غمگین از اینکه هر روز انگار غمگینتر شده... چه حرفها که رفت... و به من گفت: چقدر جوانی تو! چقدر پیری تو!

راستی کلاهات را کجا گذاشتهای ...نیست. میخواهی کلاه مرا برداری؟

برچسب: نویسنده: آرتین توکلی تاريخ: دوشنبه 10 مهر 1396 ساعت: 9:53

صفحه بندی