مثلِ یک آواره - تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 7:37
در ایّامِ خردگی ”جایی داشتن“ و ”خانهای داشتن“ برایم بَس مهم بود(فعلِ ”داشتن“ اینجا مهم است!)، از نوجوانی ”سفر“هایم شروع شد، از آن وقت ”در سفر بودن“ برایم مهم شد(فعلِ ”بودن“ اینجا مهم است!)، اینکه ”در راه باشی“ و همیشه مسافر شُد آنجای امن. بعدترها، تلاقی ”خانه و سفر“ در درونم نُضج گرفت و رُشد کرد، ای...
منم تمامِ اُفُق را به رنجْ گردیده - تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 7:37
غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت پیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت منم تمام افق را به رنج گردیده، منم که هر که مرا دیده، در گذر دیده *اینجا متنِ کاملِ شعر آمده است. شاعر: محمد کاظم کاظمی
میخواهم خوابِ اقاقیاها را بمیرم... - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 15:58
!Blow, blow, thou winter wind - تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 23:59
Blow, blow, thou winter wind! Thou art not so unkind As man’s ingratitude. As You Like It, Act II, Scene VII بِوَز، بِوَز، ای باد زمستانی! تو همانند مردم ناسپاس آنقدر نامهربان نیستی. آنچه دلخواه توست، پرده دوّم صحنهیِ هفتم.
بَثِّی وَحُزْنِی - تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 23:59
"قَالَ إِنَّمَا أَشْکُو بَثِّی وَحُزْنِی إِلَى اللَّهِ"(۱۲:۸6) "گفت درد و اندوهم را با "الله" در میان مینهم". اینها سُخَنانِ یعقوب است. سخنی از سر اندوه و استیصال. در کتابِ ایوب آمده: הֵן-תֹּחַלְתּוֹ נִכְזָבָה یعنی: اینکْ اُمید بر او باطل است. استیصال یعنی چه؟!
پیوستِ "کوچیدن": توضیحِ ضروری - تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 23:58
فکر میکنم باید یک نکته را دربارهیِ «کوچیدن» روشن کنم، ایهام و ابهامی در کلام بود. و آن اینکه، به نظرم میرسد که ما باید استقلال و آزادی خودمان را حفظ کنیم، اینکه من «آرزوهایِ لذتجویانه»ای را نوشتهام-کسی را یافتن و داشتن-، نباید این تصوّر را خلق کند که، ما «حتماً» باید «کسی/کسانی» را بیابیم و این «کَس...
نشاط - تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 23:58
روزنامهیِ نشاط از شهرت بسیاری برخوردار بود، شمسالواعظین را هم همه میشناختند. نشاط، با اینکه عُمر کوتاهی داشت، امّا برایِ بسیاری تبدیل به یک خاطره جمعی شده است(یا من چنین تصوّری دارم). چندین بار سعی بر رفع توقیف و چاپِ مجدد آن گرفتهاند، امّا همیشه گرهی در کار و کار در گره افتاده است. حاصل آنکه، این ت...
اعماقِ دیگری - تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 23:58
لودویگ ویتگنشتاین، این فیلسوفِ دوستداشتنی، این غریبهیِ سدهیِ بیستم، در جایی نوشته: «با اعماقِ دیگری بازی نکن!»* ادامه مطلب
دوستی/دشمنی و فاش کردنِ رازِ دلِ دیگری: درسِ گران آموخته - تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 23:57
آنچه که مینویسم را میتوان بنحو پُررنگی در روابط عاشقانه دو نفر جُستْ و دید، امّا از آنجا که چُنین «پدیده»ای بسی گستردهتر از روابط عاشقانه است، آنرا به هر نوع ارتباطی میتوان تعمیم داد. پس صِرفاً از تعبیر عاشق/معشوق استفاده نمیکنم: تصوّر میکنم که همهیِ ما-یا بیشتر ما-، این تجربه را داشتهایم که کسانی ب...
سالها بگذرد - تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 23:57
سالها بگذرد که یکی را از ناگه دوستی افتد که بیاساید. «شمس تبریزی»

برچسب‌های مرتبط

ἀγαπᾶτε τοὺσ ἐχθροὺσ ὑμῶν | وقتی باید رفت | وقتی که باید رفت | good and true | good and true quotes | good and true facebook statuses | منم تمام افق را به رنج گردیده | می خواهم خواب اقاقیاها را بمیرم | blow blow thou winter wind | blow blow thou winter wind rutter