کرمانشاه زلزله زده: صفر درجه - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 10:12
به قولِ یک وبلاگu200eنویس: «در تهران و اصفهان و یزد و شیراز و تبریز، در لسانجلس و نیویورک و پاریس و کوالالامپور و سیدنی، ونکوور و لندن و پراگ و دهلی، میشود یک شب رستوران نرفت. » جمعیّتِ هلالِ احمر: حساب شمارهu200eی ۹۹۹۹۹ بانک ملت(قابل پرداخت در شعب بانک ملت سراسر کشور و خودپردازها) و حساب ارزی ۷۰۲۰۷...
شمارش معکوس - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 10:12
اینقدر ای کاش و آرزو دارد که انگار هرگز به دنیا نیامده... هرگز...
قصه تمام شد: حدّثنی عن لحظة الوداع... - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 10:12
پرسیدم: وَطَنْ کُجاست؟ گفت: آنجا که قهوهu200eی مادر را بنوشی، و شب برگردی. پرسیدم: خانه کُجاست؟ گفت: خانه آنجاست که دلت آرام میu200eگیرد، آنجا که محبوبْ را در آغوشْ میu200eگیری، و در مَعْبَرِ بادها—که سرما به استخوان میu200eزند—، گرمایی احساس کنی، آنجا که در اُتاقu200eهایِ نَمور، لَخْتی درد راحتت بن...
موعظه: آداب مراوده با محبوب - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 2:26
اینطور هم نیست که اگر محبوب--مرد یا زن--، چون پیشتر با کسی بوده، آن "کس" بی مایه و یا عوضی و یا چه و چه باشد. و اینطور هم نیست اگر محبوب ات رفت، و با کس دیگری بود، آن کس تجسم زشتی باشد، و یا محبوب رفته، آدمی وقیح باشد. فکر می کنم زشتی و وقاحت و بی م
داستانی که خیلی پلیسی نیست! - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 2:26
در داستانهای پلیسیu200eای که همه میu200eشناسیم، کمابیش همهu200eی حدس و گمانهایِ کاراگاه/ پلیس، مُصیب است(خطایی هم باشد سریع اصلاح میu200eشود و هر خطایی انگار اصلاحu200eشدنی است). آخِرِ ماجرا نیز، همیشه، خوبu200eوخوش تمام میu200eشود، عامل شرّ پیدا میu200eشود، و درد و رنجهایی که به
...I guess you could say I’ve a call - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 2:26
Dying .Is an art, like everything else .I do it exceptionally well "Sylvia Plath"
17 شعبان - 8 صفر. - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 2:26
آبان را بسیار دوست می دارد. امّا چیزهایی هستند که همیشه هستند و وقت نمی شناسند و حتی آبان را خراش می دهند. نه فقط محبوس شدنش در اینجا، بلکه بسیار چیزهای دیگری.-- حالش که خوب نبود، نه تنش از تب و لرز می ایستاد، و نه رنجی که روانش را هی مُدام رنجه می ک
چیزی نمانده بود - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 2:26
تازه مُرده بود. و حال و هوای من هنوز بد بود. خیلی بد بود. زنجیره ی مرگ و میرهایی که یا بیماری یا اتّفاقی مسخره کسی از دوستان و رفقایم را گرفته بود، تمام شدنی نبود انگار. سالها بد. شش هفت سال اوّل دهه ی هشتاد. بهار شد، بهار سال بعد از مردن این یکی رفی
بیماری: مرز مالی و مرزهای عاطفی(/انسانی) - تاریخ: 1396/7/12 ساعت: 3:06
برایم تعریف می کرد که یکی از دوستانش وقتی بیماری ای مشابه بیماری خودش گرفت، آدم شناخته شده و معروفی بود. بیماری سخت بود و طاقت سوز، آن دوست دوست من آنقدرها پول نداشت که از مخارج سنگین دوا و درمان و بیمارستان برآید، می خواست برود بانک وامی بگیرد، تا مدتی دوا و درمانش پیش برود، برای مخارج بعدی هم شاید...
موعظه - تاریخ: 1396/7/12 ساعت: 3:06
اینطور هم نیست که اگر محبوب--مرد یا زن--، چون پیشتر با کسی بوده، آن "کس" بی مایه و یا عوضی و یا چه و چه باشد. و اینطور هم نیست اگر محبوب ات رفت، و با کس دیگری بود، آن کس تجسم زشتی باشد، و یا محبوب رفته، آدمی وقیح باشد. فکر می کنم زشتی و وقاحت و بی مایگی این است که چنین تصوری از محبوب و کس دیگری(محبو...
AML-99 - تاریخ: 1396/7/12 ساعت: 3:06
چهارشنبه ای که گذشت، حالش خیلی بد شده بود، اواخر شب از بخشی به بخش دیگر منتقلش کردند، وقتی داشت به جای دیگری منتقل میشد، دراز کشیده بر تخت، شنید که کد 99 را اعلام کردند. و دید که پزشکان و پرستاران به کدام اتاق رفتند. بیست سالش بود، و چند سالی بود مبتلاء به سرطان، این ماه ها سخت ناخوش شده بود و بستری...
ظلمات: عجایب چاهu200eها! - تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 9:53
بردر کتابی قدیم، در شرح شگفتیهای جهان، از چاهu200eهای عجیب بحث شده است. "کوه اصفهان چاهیu200eست که قَعر آن پدید نیست. کودکی در آن افتاد. به روزگار اسحاق سیمجوری. و وی پادشاه بود. دلتنگ شد. و مادر وی جَزَع میu200eکرد. مردی را از زندان به درآورد که مستوجبِ قتبل بود و در زنبیلی نهاد و فرو فرستاد، به شر...
که عنوان معطرست... - تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 9:53
شبِ دیرتر با تاکسی دارم میu200eروم. پیراهنu200eام بویِ عطرِ تنu200eاش و آن عطری که همیشه میu200eزند را میu200eدهد(شبِ زودتر آمده است ببیند مرا و بدرقهu200eام کندو آرامu200eام کند و خوب نیستم متأسفانه...). این عطر خوب چه خوب است. چقدر خاطره، چقدر حالِ خوبِ الان. چقدر الان که دارم میu200eروم با اینهمه...
شُمالِ غربی بود. - تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 9:53
بعد از دوازده سال، دو ساعت دیدمu200eاش. چقدر حرف داشتیم. چقدر دریغ خورد از تمام این سالها که ندیدیم یکدیگر را. خوشحال بودم از دیدنش و غمگین از اینکه هر روز انگار غمگینتر شده... چه حرفها که رفت... و به من گفت: چقدر جوانی تو! چقدر پیری تو! راستی کلاهu200eات را کجا گذاشتهu200eای ...نیست. میu200eخواهی ک...
پاییزی حتّی اگر کبیسه نباشد - تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 9:53
10173، اولین روز پاییز. پاییزت مبارک! پاییزت پر از شادی.
Shame - تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 9:53
ایوا: بعضی وقتها همه چیز مثل یک رویا به نظر میرسه. دیگه رویای من نیست، مال یکی دیگه است که من هم به زور توی اون نقش دارم. فکر می کنی چی میشه وقتی کسی که خواب ما رو دیده از خواب بپره و از اونچه دیده شرمگین بشه؟ ________________________ احساس این روزهای من همین است. انگار در کابوس یکنفر دیگر به زور نق...
و خاک زخم شد... - تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 9:53
به صفحه خیره شدم . و فقط خیره. توی درمانگاه بچگی خودم میu200eدیدم. جلوم ایستاده بود. با موهای بلند. چشمانش نگران بود ولی پوزخندی یا لبخندی هم به لب. گاهی می آمد دستش را میگذاشت روی پیشانی عرق کرده ام. گاهی دست روی قلبم. یک بار هم دستش را کرد توی سینه ام تا ببیند خون در قلب مانده و گرم هست هنوز؟ اصلا...
بریم بترکیم! - تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 9:53
بیست هفته تا مثلاً چه کنند؟ لابُد کمی زمان را کش بدهند، کمی "زنده بودن" را و نه "زندگی" را کش بدهند، کمی مُردن را کش بدهند، کمی همه ی چیزهای مزخرف را کش بدهند، کمی کش دادن را کش بدهند، کمی درد را کش بدهند، کمی همه ی چیزهای بد و افتضاح این روزهای به غایت مزخرف را کش بدهند. خُب که چه بشود؟ بقول هدایت ...
شدّت بعد از فرج: بگذارید از تلخی جانم سخن بگویم - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 8:24
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
رنچِ مضاعف... - تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 15:18
همه با این نکته آشناییم که: "گناه"، یکی از مهمترین آموزههای فرهنگهای کهن بوده است، خصوصاً در ادیان، و بخصوص در ادیان ابراهیمی. و باز میدانیم کسانی بنحو مدی این بحث را کردهاند که به بعض بیماریها-اگر نگوییم همه-، نسبت گناه میدادهاند. یعنی کسی که بیمار میشد، میگفتند او بعلت گناهی بیمار شده است: بیماری-...

برچسب‌های مرتبط

ἀγαπᾶτε τοὺσ ἐχθροὺσ ὑμῶν | وقتی باید رفت | وقتی که باید رفت | good and true | good and true quotes | good and true facebook statuses | منم تمام افق را به رنج گردیده | می خواهم خواب اقاقیاها را بمیرم | blow blow thou winter wind | blow blow thou winter wind rutter